X
تبلیغات
کارگاه مادر و کودک ویانا

t1884_kids2.jpg

                                 

 

 
 




تاريخ : دوشنبه هفدهم تیر 1392 | 0:0 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
برنامه های ترم جدید.روی مهارتهای زندگی کار خواهیم کرد.


مهارت های زندگی قدرت سازگاری افراد را بالا می برد، شخص می توان مسئولیت های اجتماعی و شخصی زندگی را بهتر بپذیرد و توانمندی هایش را بروز دهدو از آسیب های ناشی از ناتوانی در حل مشکلات در امان بماند.

سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هر کس باید این توانایی ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند:

۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت روابط بین فردی
۴- مهارت ارتباط موثر
۵- مهارت مقابله با استرس
۶- مهارت مدیریت هیجان
۷- مهارت حل مسئله
۸- مهارتت تصمیم گیری
۹- مهارت تفکر خلاق
۱۰- مهارت تفکر نقادانه

مهارت خودآگاهی
مهارت خودآگاهی توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت هر فرد است. اگر هر فرد بتواند تصویری واقع بینانه از خود کسب کند و نیازها و تمایلاتش را به خوبی بشناسد، می تواند با حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیت های فردی و اجتماعی اش آشنا شود.

مهارت همدلی
همدلی به این معنی است که فرد در هر شرایطی، چه خوب و چه بد، بتواند دیگران و مشکلاتشان را درک کند. به این ترتیب، دیگران را دوست دارد و دیگران نیز او را دوست دارند و به هم توجه می کنند که در نتیجه، روابط اجتماعی افراد با یکدیگر بهتر می شود.

مهارت روابط بین فردی
این مهارت، مشارکت و اعتماد واقع بینانه و همکاری با دیگران را مشخص می کند و موجب می شود تا روابط دوستانه ای را با دیگران ایجاد کند و دوستی های ناسالم را خاتمه دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.
مهارت ارتباط موثر
با کسب این مهارت، افراد می آموزند برای درک بهتر دیگران، به شیوه ای درست، به صحبت های آنها گوش دهند. همچنین فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را با دیگران در میان بگذارد تا هم نیازهای دیگران و هم نیازهای خودش برآورده شود و در نتیجه ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.

مهارت مقابله با فشار عصبی
زندگی در دنیای مدرن با فشارهای روحی و روانی بسیاری همراه است. اگر این فشارها بیش از حد به طول بینجامد بر زندگی افراد تاثیر منفی می گذارد و زمینه ساز بروز مشکلات جدی می شود. با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.

مهارت مدیریت هیجان
هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.
مهارت حل مسئله
زندگی سرشار از مسائل ساده و پچیده است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.

مهارت تصمیم گیری
برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت اهداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.

مهارت تفکر خلاق
تفکر یکی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.

هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.

مهارت تفکر نقادانه
مهارت تفکر نقادانه موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم



تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393 | 13:26 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرس هاست. کسانی که هوش هیجانی بالا دارند، ظرفیت بالایی برای شناخت احساسات و هیجان های خود و دیگران دارند و از این هیجان ها به بهترین نحو برای برقراری ارتباط با خود و دیگران استفاده می کنند.

لابد می پرسید این دیگر چه هوشی است؟ همانطور که برای موفقیت در درس خواندن نیاز به هوش تحصیلی (IQ) است، تنظیم ارتباط سالم و درک احساسات دیگران هم به هوش عاطفی یا هیجانی (EQ) نیازمند است.

● نکاتی برای بالا بردن هوش هیجانی کودک:

۱) با همدلی گوش دهید: وقتی کودکتان احساساتش را بیان می کند با همدلی و از نزدیک به حرف او توجه کنید و مانند آینه ای آنچه او به شما ابراز کرده را باز گو کنید. مثلا اگر فکر می کنید کودک شما به خاطر اینکه شما وقت زیادی را با کودک تازه به دنیا آمده می گذرانید، احساس تنهایی و رهاشدگی می کند، از او بپرسید که آیا چنین احساسی دارد؟اگر او تأیید کرد به او بگویید: حق با توست مامان خیلی با نی نی مشغول شده است. سپس از زندگی و کودکی خود داستانهایی برای او بگویید که نشان دهد حرف او را فهمیده اید و با او همدردی می کنید. مثلاً وقتی که خواهر و پدرتان با هم به پارک رفته بودند و شما را نبرده بودند! اینکه چگونه شما به پدر و مادرتان احساس خود را گفتید و آنها چگونه کمک کردند که شما احساس بهتری پیدا کنید. این حرفها به کودک شما نشان می دهد که او تنها نیست و این احساس نا خوشایند او هم از بین خواهد رفت.

۲) بر احساسات کودک نام بگذارید: کودکان نوپا که هنوز کلمات کافی نیاموخته اند و درک رابطه علت و معلولی را کامل ندارند، روشی برای ابراز احساسات خود بلد نیستند. سعی کنید به کودک یاد بدهید که به احساسات خودش برچسب بزند و نام آنها را یاد بگیرد. اگر او از اینکه نمی توانید او را به پارک ببرید نا امیدانه دست و پا می زند تا شما را راضی کند، به او بگویید که می دانید او از این که نمی تواند به پارک برود ناراحت است.

حتی می توانید به او یاد بدهید که می توان درباره یک اتفاق احساسات متناقضی داشت مثلاً طبیعی است که اولین روز مهد کودک او همزمان هیجان زده باشد و بترسد. اگر کودک شما ناراحت است و اتفاق خاصی برای او نیفتاده است ببینید به تازگی چه وقایعی در اطراف او رخ داده مثلاً اسباب کشی کرده اید و یا شما و همسرتان با هم جرو بحث داشته اید. اگر نمی دانید علت ناراحتی او چیست به بازیهای او توجه کنید و ببینید چه می کند. اگر عروسک مادر در بازی او زیاد داد می زند شاید بتوانید حدس بزنید که علت ناراحتی او چیست؟

۳) به احساسات کودک اهمیت بدهید: به جای اینکه به کودک خود بگویید دلیلی برای ترس و ناراحتی تو وجود ندارد. به او توجه کنید و با او همدردی کنید. مثلاً اگر از اینکه نتوانسته به تنهایی پازلی را کامل کند، عصبانی شده و قشقرق به پا می کند؛ به او بگویید می دانم که واقعاً ناامیدکننده است که آدم نتواند یک پازل را تمام کند. بهتر است بدانید وقتی به او می گویید که واکنش نامناسبی داشته او فکر می کند نباید احساسات خود را بیان کند و باید بر آنها لگام بزند.

۴) قشقرق ها را به کلاس درس تبدیل کنید: اگر هنگام رفتن به دندانپزشکی و مطب دکتر فرزندتان هیجان زده شده و قشقرق به پا می کند، قبل از رفتن با او صحبت کنید و او را برای رفتن آماده کنید. به او توضیح دهید که در مطب چه چیزهایی در انتظار اوست و برای چه باید به آنجا بروید. درباره زمانی که شما هم می خواستید به یک مکان تازه بروید و هیجان داشتید صحبت کنید و مثلاً به او بگویید که چگونه از اولین روزی که سر کار می رفتید واهمه داشتید و چطور ترستان ریخت. صحبت کردن و آماده کردن کودک قبل از رفتن به مکانهای تازه به او کمک می کند که بهتر با شرایط تازه کنار بیاید و کمتر قشقرق به پا کند.

۵) حل مساله را به او یاد بدهید: ممکن است فکر کنید که این کار برای یک کودک نوپا زود است اما حتی از همین سنین هم می توان به کودک مهارتهای حل مساله را یاد داد. وقتی با کودکان دیگر اختلاف پیدا می کند، محدودیتها را برایش مشخص کنید و او را راهنمایی کنید که به راه حل مناسب دست پیدا کند. مثلاً اگر خواهر کوچکترش مداد او را برداشته و نمی دهد و دارند با هم کشمکش می کنند و مداد را از دست هم می کشند، به او بگویید می دانم که از دست خواهرت عصبانی هستی چون مدادت را برداشته اما حق نداری او را بزنی بلکه می توانی مداد دیگری به او بدهی و مال خودت را از او بخواهی. به نظرت چه کارهای دیگری می توانی بکنی تا مدادت را از او پس بگیری؟ اگر او راه حلی نداشت از او بخواهید یک نفس عمیق بکشد و مطمئن شود که فک و دستان و پاهایش محکم و بی حرکت هستند و آنوقت با به دست آوردن کنترل خشمش از او بخواهید که با صدای محکم و بدون خشم احساسش را بگوید: من از عصبانیت دیوانه می شوم وقتی خواهرم وسایل مرا بر می دارد. به او نگویید که نباید عصبانی شود. لازم است کودک هم بداند که هر انسانی حق دارد خشمگین شود اما تا جایی که به خودش وکسی آسیبی نرساند.

۶) خودتان الگو باشید: بهتر است به خودتان هم توجه کنید و ببینید که در مقابل حرکات و رفتار کودکتان چه عکس العملهایی از خود نشان می دهید. لازم است وقتی شما هم از دست او عصبانی می شوید در کلام و لحن صدایتان این خشم بروز نکند. مثلاً اگر وقتی کودک گریه می کند و چیزی می خواهد که نمی توانید و نباید به او بدهید؛ نه تنها او را نزنید بلکه هرگز به او نگویید: تو منو دیوونه می کنی!! بلکه بگویید این رفتارت مرا عصبانی و ناراحت می کند. در این حالت کودک می تواند بفهمد که رفتارش را دوست ندارید و با خود او مشکلی ندارید. در ضمن یادتان باشد که از انتقادهای بیش از حد خودداری کنید. چون با این کار اعتماد به نفس او را جریحه دار می کنید.

یادتان باشد به احساسات منفی خودتان هم اهمیت بدهید و بدانید که با پنهان کردن احساسات بد خود نمی توانید کودکانی بدون ناراحتی بار بیاورید. بلکه تنها با این کار او را گیج می کنید و موجب می شوید او خیال کند که بابت احساسات منفی اش باید شرمنده باشد و احساس گناه کند. بنابراین بهتر است به او نشان دهید که شما هم عصبانی و ناراحت می شوید اما سعی می کنید احساسات خود را با روش مناسبی کنترل کنید تا به کسی آسیبی نرسد. تنها در این حالت است که کودک هم یاد خواهد گرفت چطور و چگونه در شرایط مختلف از هوش هیجانی خود استفاده بکند.

● ۶ گام برای تقویت هوش هیجانی کودک

۱) با همدلی گوش دهید.

۲) بر احساسات کودک نام بگذارید.

۳) به احساسات کودک اهمیت بدهید.

۴) قشقرق ها را به کلاس درس تبدیل کنید.

۵) حل مساله را به او یاد بدهید.

۶) خودتان الگو باشید.

دکتر مهشید چایچی



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 18:26 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |

● قصه درمانی

قصهشمار روزافزونی از روان درمانگران از قصه و داستان برای کمک به حل مشکلات مردم استفاده می کنند. کارل یونگ در کتاب انسان و سمبل هایش می نویسد که ما اگرچه ممکن است پس زمینه های فرهنگی و مذهبی متفاوتی داشته باشیم اما همه در ضمیر خودآگاه مشترکی سهیم هستیم. او معتقد بود که انسان ها از سمبل های یکسان یا مشابهی استفاده می کنند که نماینده هر دو جنبه والا و پست حیات روانی هستند. برونوبتلهایم، مشهورترین روانشناس در این زمینه است که از داستان به عنوان روش درمانی کودکان استفاده می کرد. او مربی و درمانگر کودکان، روان پریش بود. به عقیده بتلهایم، مشکل ترین کار در آموزش کودکان مساعدت به آنان در درک معنای زندگی است تا به بلوغ روانی دست یابند. او در کتاب " برجسته اش کاربردهای افسونگری " می نویسد:صرف نظر از نقش حیاتی و مهم سرپرستان کودکان، میراث فرهنگی که به شکل افسانه ها است به زندگی آنها معنا می بخشد. وی معتقد است که وقتی بچه ها را در برابر ادبیات قرار می دهیم، قصه ها بیشترین جاذبه را برای آنها دارند.

او چنین توضیح می دهد: موضوع این نیست که فضیلت در پایان پیروز و اخلاقیات ترویج می شوند بلکه این است که قهرمان قصه،جذاب ترین مسئله برای کودک است و او در تمام مبارزات، قهرمان خود را در نقش قهرمان قصه می بیند. به خاطر این هم ذات پنداری، کودک تصور می کند که به قهرمان داستان از آزمون ها و بلایا به زحمت می افتد و با او به پیروزی دست می یابد. زیرا که فضیلت پیروز است. کودک چنین هم ذات پنداری را به تنهای انجام می دهد و چالش های درونی و بیرونی قهرمان، اخلاقیات را بر لوح ضمیر او حک می کند. شنل قرمزی نمونه ای از داستان های نمادین است. شنل قرمزی کوچک برای دیدن مادربزرگ به آن سوی جنگل می رود. او قلب مهربانی دارد اما زود نصایح مادر را فراموش می کند و به گرگ اعتماد کرده و تمام جزییات خانه مادربزرگش را برای او افشا می کند. گرگ هم ابتدا مادربزرگ و سپس شنل قرمزی را می خورد و اگر دوستان او کمی دیرتر رسیده بودند ممکن بود پایان غم انگیزی در داستان داشته باشیم. شنل قرمزی یاد می گیرد که دوستی چیز بسیار خوبی است اما اعتماد بی جا به هر کسی کاز راه می رسد کار بسیار نابه جایی است.



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 18:22 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
http://upload.ninisite.com/uploads/cded2bc959a03.jpg

بعد از چند جلسه که مادران با کودک خود بازی می کردند اینجا بدون دخالت مربی و مادر  و فقط با راهنمایی مربی خود کودکان اقدام به بازی گروهی نمودند.

http://upload.ninisite.com/uploads/323a174a8c4d2.jpg

 در این بازی هر یک از کودکان متوجه شدند که حضور خودش مهم است و اگر او نباشد بازی به هم می خورد.

در این بازی کار گروهی تشویق می شود و همچنین اعتماد به نفس کودک بالا می رود.



تاريخ : شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 12:57 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
http://upload.ninisite.com/uploads/565c2ec4dbf11.jpg

مادر می کشید و نام می برد و کودک بعد از مادر خط رو می کشید.

خط بلند

خط کوتاه

خط موجی

خط بسته

خط باز

و ...




تاريخ : شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 12:54 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
img_2751.jpg

img_2757.jpg

img_2755.jpg


img_2756.jpg





تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 | 15:56 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
img_2746.jpg

img_2745.jpg




تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 | 15:48 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
این بار در استخر آب بود . با بطری و  توپ و .. یک سری مفاهیم رو با بازی داشتیم.

x5399_IMG_2465.jpg

 لطفا برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب سر بزنید .



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و دوم شهریور 1392 | 18:23 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
n1955_IMG_2365.jpg

c3742_IMG_2264.jpg

o9862_IMG_2364.jpg

g228_IMG_2365.jpg




تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 23:49 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک" />" />

q5463_IMG_2336.jpg

c387_IMG_2333.jpg

f397_IMG_2328.jpg


کلاسهامون در فضای باز هم بر گزار می شوند.



تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 23:42 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |

81% تخفیف باورنکردنی برای شرکت در کارگاه هدفمند مادر و کودک برای کودکان 2 تا 7 سال در خانه بازی (سایت خرید گروه بایکس)http://buyex.ir/Deals/Show/Kids-Plays
جنت اباد



تاريخ : یکشنبه هفدهم شهریور 1392 | 14:17 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
تاريخ : چهارشنبه ششم شهریور 1392 | 15:48 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |

بازی مهمترین پایه زندگی کودکی ماست

ساختارهای مهم رفتاری و شخصیتی ما در کودکی تشکیل می شوند

تا سن سه سالگی کودک حس  امنیت و خودباوری توانمندی را از محیط خود دریافت می کند.

ما می توانیم با بازی این خصوصیات شخصیتی را به او نهادینه کنیم..

.



تاريخ : جمعه بیست و یکم تیر 1392 | 15:28 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |




تاريخ : دوشنبه هفدهم تیر 1392 | 15:16 | نویسنده : مربی کارگاه مادر وکودک ویانا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.